• امروز : شنبه - ۳ مهر - ۱۴۰۰
  • برابر با : 18 - صفر - 1443
  • برابر با : Saturday - 25 September - 2021

جان دار، شلوغکاری نیمه جان…

  • کد خبر : 4693
  • ۱۶ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۸:۵۱
جان دار، شلوغکاری نیمه جان…

به گزارش پاتاق نیوز، فیلم خوبی نبود. اصلا فیلم نبود. فقط شلوغکاری بود. انبوه شخصیتهای خام و پرداخت نشده که حتی اسامی آنها را یادت نمیماند، البته نوشتمشان: ثریا، رحمان، نعیم، جمال، سعید، اسماء، یاسر، مسعود، احمد، سهیلا، ! از پشت هر دیوار یک شخصیت در می آمد بدون معرفی! یکی برادر عروس بود، یکی […]

به گزارش پاتاق نیوز، فیلم خوبی نبود. اصلا فیلم نبود. فقط شلوغکاری بود. انبوه شخصیتهای خام و پرداخت نشده که حتی اسامی آنها را یادت نمیماند، البته نوشتمشان: ثریا، رحمان، نعیم، جمال، سعید، اسماء، یاسر، مسعود، احمد، سهیلا، ! از پشت هر دیوار یک شخصیت در می آمد بدون معرفی! یکی برادر عروس بود، یکی را اواخر فیلم میفهمیدی که داماد بوده! مادر بچه ها، بعد از ۵۰ دقیقه میفهمیدی که مادر بچه ها نیست! یک بچه کوچک هم آن بینها ول میچرخید، مادر هم نداشت، هیچکس نمیداند چرا! یادم آمد یکی هم سرایدار باغ بود، نمیدانم چکاره بود، فقط آمد گفت یک تیزی بزن و رفت! آهان، یک ناشناس هم توی تراس هتل سیگار میکشید و به زن مقتول میگفت رضایت بده! بنظرم عروس، کارمند داماد بود! یکی هم وام میخاست، عکسش کم بود! عروس هم جهاز رو که برد خانه، فرداش گفت بذار بچه ام به دنیا بیاد تا طلاق بگیرم و بیام زن تو بشم!؟! بعد برادر مقتول با یک جعبه شیرینی آمد خانه قاتل و عروسه بیرونش کرد! یکدفعه یک اتوبوس شهری آمد جلوی در را گرفت که جهاز را نبرند، نپرسید از کجا و مال کی بود، چون نمیدانم، یعنی هیچکس نمیداند! همه چیز نیمپز و بی جان! فیلمش سر دلمان ماند! کی اسم این فیلم را گذاشته “جان” دار؟!
داستان یک عروسی که تبدیل به عزا میشود و برادر خواستگار ناکام قبلی کشته میشود و الان همه دربدر دنبال رضایت میگردند! آخر داستانش را هم قبلا گفتم که نپرسید، چون نمیدانم، یعنی هیچکی نمیداند! نه اینکه مثل فیلمهای مفهومی روشنفکری، پایانش باز باشد، نه! اصلا پایان نداشت! مثلا فکرش را بکنید که امشب بدون هیچ آمادگی قبلی، تلویزیون اعلام کند که آی مردم، قسمت دیشب سریالی که دیدید، قسمت آخرش بوده و به ما چه که سرنوشت شخصیتها چه میشود! بودجه تمام کردیم، سریال را بدون هماهنگی قبلی تمامش کردیم!
در این فیلم بازی درخشان از هیچکس نمیبینید! گریمها مخصوصا گریم یاسر خنده دار است! صدابرداری فاجعه است! داستان هم بی سر، بی ته! حیف است کسی بخاطر این فیلم جایزه بگیرد!  البته اگر جشنواره، سیمرغ به معتمدآریا داد تعجب نکنید، چون فیلمش رقص داشت، همه رقصیدند، برادرهای عروس، خود داماد، حتی معتمدآریای “بیرون چادری” هم، شیرینی به دست، کمی فیض دادند. یک ربع اول فیلم، بدترین قسمت فیلم است، آنقدر صدای موسیقی وحشتناک است و آنقدر صدابرداری دیالوگها ضعیف است که هیچ دیالوگی شنیده نمیشود، بازیگرها هم بیان ندارند، همه کلمات را میخورند. منتها رقصشان خوب است! یک ربع کامل، هیچ بازی ای ندارد، فقط صدای رقص و آواز است، اصلا به تن فیلم نمی نشیند! زار میزند! یکدفعه دعوا میشود، دعوا هم بیخود و بی مایه و نپز است، آنقدر که حیفت می آید در همچین دعوای الکی ای، کسی بمیرد! بقیه فیلم همه بدنبال رضایت از برادر عقده ای مقتول هستند!
یکبار دیگه داستان فیلم را خلاصه میکنم. تصور کنید بدترین مشکلات ممکن سر یک خانواده که یک ربع کامل رقصیده اند، بیاید! بعد این بدترین مشکلات را ضربدر ۲ کنید. حالا کمی مشکلات اضافی هم به آن اضافه کنید. یک سرطانی و یک ایدزی و یک معتاد هم اضافه کنید، یکی هم تالاسمی بگیرد، تازه بنظرم میشود فیلم “جان دار”. بشرطی که آخرش هم نگید سرنوشتان چه شد. فکر کنید همون فیلم “ابد و یک روز”، فقط با بازی بد و صدابرداری بد و داستان بی ته! شاید بدرد جشنواره های خارجی هم بخورد که عاشق سیاه نمایی داخل ایران هستند، ولی ما تماشاگرای سالن، هیچکداممان راضی نبودیم…

لینک کوتاه : http://pataghnews.ir/?p=4693
  • 521 بازدید

برچسب ها