۞ امام خامنه ای(مدظله العالی):
اگر زحمات شما[خبرنگارها] نباشد، این لحظه‌ها هرگز ماندگار نمی‌شود؛ شما آن را حفظ می‌کنید و در اختیار افکار مردم قرار می‌دهید.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار » یاداشت
  • شناسه : 5386
  • ۲۳ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۵:۴۵
  • 8 بازدید
  • ارسال توسط :
مادر شهید کرمانشاهی که گل داد و گل نگرفت

مادر شهید کرمانشاهی که گل داد و گل نگرفت

دوستی می گفت : داشتم امروز در یکی از قطعات گلزار شهدای شهر کرمانشاه قدم می زدم آنجا شلوغ بود و برخی از مسئولان به مناسبت روز شهدا آمده بودند تا به مقام آنان ادای احترام کنند آنهم با گذاشتن شاخه گل بر روی قبور مطهر شهدا و قرائت فاتحه. ناگهان کمی آن طرفتر مادر […]

دوستی می گفت : داشتم امروز در یکی از قطعات گلزار شهدای شهر کرمانشاه قدم می زدم آنجا شلوغ بود و برخی از مسئولان به مناسبت روز شهدا آمده بودند تا به مقام آنان ادای احترام کنند آنهم با گذاشتن شاخه گل بر روی قبور مطهر شهدا و قرائت فاتحه.
ناگهان کمی آن طرفتر مادر شهیدی توجهم را جلب کرد که با فرزند شهیدش خلوت کرده و اشک می ریزد بی اختیار آنجا رفتم و فاتحه ای دادم.
آن مادر پس از تشکر اینگونه سرصحبت را با لهجه شیرین کرمانشاهی باز کرد : روله جان ای قبر پسرمه ۱۹ سالش بود که در عملیات مرصاد شهید شد مى گفت : مادر میخوام برم جلوی پیشروی دشمنو بگیرم تا کشور را نگیرند پسرم رفت و بعد از چند روز پدرش جسدش بی جانش را آورد آن مادر طاقت نیاورد و در این روزهای پایانی زمستان مثل ابر بهار گریان شد و من هم با او گریستم .
ناگاه مادر شهید گفت : روله امروز برای شهدا گل آوردند ولی برای قبر پسرم گل نیاوردن و گفتن این جمله همانا و گریه کردن مادر همانا من نیز که طاقت از کف دادم و اشکم در مشکم بود با مادر شهید با شدت بیشتری گریستم.
برای شادی دل آن مادر یکی دو شاخه از گلهایی که مسئولان روی قبرهای دیگر گذاشته بودند رو آوردم روی قبر گل پرپر شده آن مادر گذاشتم اما مادر شهید گفت : روله جان من راضی نیستم ای گل را اینجا بیاری چون ای گل مال قبر اون شهیده و این جمله مادر شهید مرا بسیار حیران کرد و در خود فرو برد.
آری این مادر شهید آن گلش معطر و زیبایش را داد اما راضی نشد این گل را بپذیرد چون معتقد بود گل مال شهید دیگر است و این یعنی دادن درس حق الناس که برخی از ما از آن بدجوری غافلیم.
شاید بخشی از سخنان ناگفته آن مادر این باشد که من انتظاری از مسئولان ندارم جز ادامه راه شهیدان آنهم با خدمت صادقانه به مردم و این انقلاب که با خون شهدا به ثمر نشست و حفظ شد. شاید آن مادر می خواست بگوید من از مسئولان شاخه گل انتظار ندارم اما انتظار دارم دسته گل به آب ندهند و نگذارند خون شهدا پایمال شود.
شاید آن مادر می خواست بگوید فرزند من و همه شهیدان بی هیچ چشمداشتی جانشان را فدا کردند اما امروز ناظر بر کردار و رفتار ما و بویژه مسئولان هستند تا حافظ این آب و خاک باشند و نگذارند آب در دل این مردم شایسته و شهید پرور ایران تکان بخورد.
شاید این مادر مى خواست بگوید این انقلاب براحتی و بی هزینه به اینجا نرسیده و خونها ریخته شده و مسئولان بدانند که در چه کشوری مسئولیت پذیرفته اند و باید به آرمانهای شهدا و امام شهدا پایبند باشند.
شاید آن مادر شهید مى خواست بگوید عدول از ارزشها از سوی مسئولان ، زر اندوزی به هر قیمتی و فراموش کردن مردم پذیرفته نیست.
شاید آن مادر شهید می خواست بگوید همه باید فردای قیامت پاسخگوی خون شهدا باشیم و امروز روز عمل و فردا روز حساب است و در آن روز هیچ عذری پذیرفته نیست.
شاید آن مادر می خواست بگوید مسئولان هوای مردم را خیلی بیشتر از اینها داشته باشند و هوای پستهای دو روزه دنیا آنان را هوایی نکند.
شاید آن مادر می خواست بگوید من از مسئولان برای شهیدم گل نمی خواهم ولی از آنان می خواهم مراقب باشند گل بخودی نزنند.
براستی امروز ما تا چه اندازه ای در راه شهدا گام برمی داریم و فردا چه پاسخی می خواهیم به آنان و خانواده هایشان که عمری غم فراقشان را تحمل کرده اند بدهیم.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*