۞ امام خامنه ای(مدظله العالی):
اگر زحمات شما[خبرنگارها] نباشد، این لحظه‌ها هرگز ماندگار نمی‌شود؛ شما آن را حفظ می‌کنید و در اختیار افکار مردم قرار می‌دهید.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار » سیاسی » یاداشت
  • شناسه : 9696
  • ۰۷ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۸:۵۰
  • 28 بازدید
  • ارسال توسط :
مجملی بر ترامپیسم/ یادداشت منصور میخ بر فعال سیاسی

مجملی بر ترامپیسم/ یادداشت منصور میخ بر فعال سیاسی

به گزارش پاتاق نیوز، رفتارهای اخیر آمریکا در ارتباط با سیاست خارجی اش تحت ریاست جمهوری ترامپ نه بر مبنای خردمندی بلکه یک رفتار فانتزی و بر مبنای ارعاب از سوی این بازیگر سیاسی آمریکاست و ترامپ قبل از آنکه یک دیپلمات باشد بازیگری است که قرار است بازیگر کاراکتر (مرد دیوانه) هنری کیسینجر در جنگ […]

به گزارش پاتاق نیوز، رفتارهای اخیر آمریکا در ارتباط با سیاست خارجی اش تحت ریاست جمهوری ترامپ نه بر مبنای خردمندی بلکه یک رفتار فانتزی و بر مبنای ارعاب از سوی این بازیگر سیاسی آمریکاست و ترامپ قبل از آنکه یک دیپلمات باشد بازیگری است که قرار است بازیگر کاراکتر (مرد دیوانه) هنری کیسینجر در جنگ ویتنام باشد که با سلسله رفتارهای تند و هیستریک و غیر قابل پیش بینی، ملل جهان و به ویژه خاورمیانه را مرعوب اقتدار آمریکایی کند. چرا که هژمونی امپریالیست آمریکا بواسطه آگاهی ملتهای تحت ستم و به ستوه آمدن آنها با موانع سخت مواجه شده است .
با تعمق در اقدامات و راهبردهای نامزدهای چند دهه اخیر جمهوری خواهان از ریگان گرفته تا بوش پدر و پسر و اینک اعجوبه ای بنام ترامپ و ترسیم یک محور متوجه می شویم که هر چه تاریخ به جلو آمده شاهد رادیکالیزم بیشتری در سیاست خارجی این حزب و معرفی نامزدهای رادیکال تر از جانب آنان بوده ایم .
بنابراین ترامپ نه یک پدیده تصادفی که ناگهان سر بر آورده بلکه کاراکتری است که این جناح تندرو در فرصتی مناسب او را به ملت آمریکا حقنه کرده است و راهبردهای این کاراکتر را هم به دقت کارگردانی می کند . اما در محدوده فکری ترامپ و فیلها(جمهوریخواهان) متر و معیارهای نوع تفکر ایرانی – اسلامی عمیقا درک نشده و در اتاق های فکر آنان این فرهنگ هنوز تا حدود زیادی ناشناخته مانده و به همین علت در پیش بینی آنان از درجه مقاومت ایرانیان سوء تفاهمات فراوانی وجود داشته و دارد و توهم سقف شش ماهه مقاومت ایرانی ها در مقابل تحریم ها و توهم گرفتن جشن پیروزی در تهران !! و همچنین تصور کارایی استراتژی (مرد دیوانه) هم نشات گرفته از این جنس سوء تفاهمات است . گذشته از آنکه ترامپ بازیگر خوبی هم نیست ، چرا که نقش مرد دیوانه را از همان ابتدا به اصظلاح (رو) بازی کرد و البته چاره ای هم نداشت، چرا که شرایط بد صحنه این فرصت را به او نداد و نمیدهد که به قاعده و با درایت بازی کند . او میتوانست و می باید در گفتار بسیار نرم و مهربان و صبور ، اما در عمل بسیار سخت و بی رحم باشد . اما خطیر بودن وضعیت آمریکا در سایه آگاهی ملت ها ، ظاهرا قدرت عملیات بسیار سخت را آنچنان که مطلوب این باند قدرت است از آنها سلب کرده و قدرت عمل شان را دچار حفره هایی عمیق کرده و به همین علت ترجیح می دهند که لابه لای این حفره ها ،گفتار های سخت را بگنجانند تا با ارعاب ، راحت تر به اهداف خود دست یابند.
اساسا ترامپ قبل از آنکه یک بازیگر خوب باشد یک تاجر و دلال خوب است و متر و معیارهایش هم بر همین اساس شکل گرفته . میگویند او قبلا قمارخانه ای در لاس وگاس داشته و میگویند قمارباز خوبی هم بوده است . ولی ظاهرا اصراری نیست که گفته شود این دلال قمار باز ، دیپلمات خوبی هم هست و البته شواهدی هم نشان میدهد که او اصلا دیپلمات نیست و بیشتر به قداره کشی میماند که لباس دیپلمات به تن کرده ، چرا که عربده هایی که گاها سر میدهد بیشتر مناسب خیابان های هارلم دهه هشتاد است تا جلسات و مجامع سیاسی و دیپلماتیک؛ و اینها دقیقا مشخصه هایی است که حکم رانان در سایه امپریالیسم از او می خواهند و چه بسا که برخی از این مشخصه ها و سوابق شخصیتی ترامپ پرداخته ذهن کارگردانان او باشد . و ایضاً حرکات و سکنات مملو از غرور آمریکایی او در پای تریبون ها و جلسات و مجامع سیاسی و حتی رفتارش با همسرش در اجتماعات که کمتر شباهتی به یک دیپلمات جنتلمن دارد .
مجموعه خصوصیات ترامپ به اضافه گاف های سیاسی و اشتباهات این رییس کم سواد در قواره ریاست جمهوری جیبوتی هم نیست چه برسد به آمریکا . او یک پوپولیست با ادبیاتی کوچه بازاری است و در جایگاهی قرار گرفته که در شان او نیست . اما اینها در مقابل اولویت‌هایی که جناح حاکم یا به عبارتی حاکمیت در سایه آمریکا فعلا در نظر دارند آنچنان مهم نیست ، چرا که آنها از این چاچوله بازی ها هدف دارند و مجدانه سعی می کنند با ظرفیت‌های وسیعی که در اقتصاد و قدرت سیاسی و نظامی آمریکا وجود دارد مانور حداکثری بدهند . اما تاریخ نشان خواهد داد که همین مانورهای نابکارانه و خیانت بار حزب ترامپ و کارگردانانش چه ضایعاتی برای اخلافشان باقی گذارده و میگذارد.
ترامپ کوچکتر از ظرفی است که مردم آمریکا با انتخاب غلط خود او را در درون آن انداخته اند و او بسختی میخواهد خود را از این ظرف بالا بکشد . او با اتخاذ یک سیاست پوپولیستی تمام عیار ، بخاطر موقعیت حساسی که هم پالکی هایش در آن قرار گرفته اند چشم انداز های دور دستی را که لازمه پیچیدگی های حاکم بر کشوری چون آمریکاست از نظر دور داشته و مردم آمریکا هم در آفتاب خیره کننده قدرت مالی و اقتصادی کاراکتر ترامپ‌ ، متوهم و مقهور شده اند و بی لیاقتی او را در این منصب زمانی متوجه خواهند شد که در آینده با خسران های این انتخاب غلط دست و پنجه ها نرم کنند .
ترامپ که خودش هم جزیی از ارکان قدرت در سایه امپریالیسم آمریکا محسوب می شود که اینک مدتی است در آفتاب ورجه و ورجه می کند بنا بر خصلت های پوپولیستی اش در اقدامات خود بسیار عجول و شتاب زده است و قبل از آنکه مصالح دراز مدت را در نظر بگیرد گاه به نحو عجیبی جهت گیری تصمیماتش مبتنی بر نتایج کوتاه مدتی است که بار دیگر کرسی ریاست جمهوری را برای او تضمین کند تا این بار با گستاخی و جسارتی افزون تر و با بلند پروازی بیشتر ، ایده آل های ذهنی اش را بالفعل کند . او بنا بر خصلت نارسیستی اش نه گوشه چشم بلکه تمامی چشم اندازش اسطوره شدن در تاریخ نیم وجبی کشور آمریکاست و در این چشم انداز رویایی و خیالپردازانه بخاطر دورنمای بسیار جذابش و فرصت کمی که تا انتخابات آینده وجود دارد شتاب زده عمل می کند و به همین علت است که با ابزار قداره کشی و عربده های چاله میدانی و بی سابقه رل بازی می کند و با تکیه کامل و بی پرده بر مثلث زر و زور و تزویری که میراث تاریخ استعماری امپریالیسم می باشد در ارتباط با تقریبا تمامی ملل جهان و حتی متحدین سنتی اش بصورتی شگفت آور و بی سابقه مشت آهنین را بر دستکش های مخملین ارجح کرده است و البته بخاطر خالی نبودن عریضه در پیشگاه افکار عمومی ، گاه در ژست هایی سانتیمانتالیستی برای همه آرزوی سعادت و پیشرفت های روزافزون هم میکند !! اما نه تنها هیچ کنشی در این جهت ندارد بلکه دقیقا برعکس با ناسیونالیسمی بیمارگونه علنا دنیا را گوشت قربانی که می باید در پای یک نژاد برتر قربانی شود تصور میکند .
ترامپ و مجموعه ای که به آن تعلق دارد با استفاده نابکارانه از تقریبا تمامی ظرفیت‌های اقتصادی ، نظامی و سیاسی آمریکا سعی دارند هر چه سریعتر جبر تاریخی افول هژمونی کدخدا را که مسیر آن قابل مشاهده است مانع شوند . یک جبر تاریخی تراژیک که برآیند آگاهی ملت ها و کینه های انباشته در سینه های پر سوز آنها است که دیر یا زود سیستم حاکمیتی آمریکا را (مجبور) به تغییر رفتارهایشان خواهد کرد که البته در این مسیر تراژدی هایی را هم قبل از سرنوشت تراژیک خود به ملت ها تحمیل خواهند کرد ، چرا که کدامین حاکمیتی بوده است که براحتی این جبر را باور کرده باشد مگر هنگامی که آخرین پایه های قدرتشان کاملا متزلزل و یا فرو ریخته باشد .
جور و ستم و اجحاف در شالوده و تار و پود سیستم حکومتی آمریکاست چرا که این سیستم اساسا از همان آغاز بر همین بستر شکل گرفته و در همین بستر هم جریان یافته و پر آب شده و بهمین علت با فرمول دیگری بجز اینکه هست قادر به بقای هژمونی خود نیست و اگر در رویارویی با ملل منطقه و (جهان) زورگویی زمینه اصلی اظهارات ترامپ و دار و دسته اش میباشد از ذات آنهاست و اقدامات اخیر این قداره کشان در پاره کردن برجام و تحمیل تحریمی بی رحمانه و ترور سردار شهید قاسم سلیمانی که مغایر با ابتدایی ترین اصول دیپلماسی است هم منبعث از همین ذات است . ذاتی که چند سالی است با شکل و صورت بزک نکرده ، تمام قد و شمشیر از رو بسته و با کمترین اغماضی تقریبا تمامی آنچه را که همیشه در ذهن داشته و نگفته ، اینک آشکارا میگوید و بسیار بی ادبانه و بزهکارانه با ملتی درشت گویی میکند که ادب و اخلاق و تکلف و حیای منبعث از تمدن دیرینش و بخصوص ایثار منبعث از فرهنگ دینیش و نجابتی که در تعامل با جهانیان دارد ، نمونه است .
امپریالیسم آمریکا در سایه این سیاست‌های شتاب زده ، بسیار زودتر از آنچه که قبلا پیش بینی می شد به سراشیبی خواهد افتاد و در صورت هوشیاری ملل تحت ستم ، این شیوه های بدیع و منحصر به فرد سیاسی ، بافته های غول امپریالیسم را به تدریج رشته خواهد کرد ، چرا که در قاموس سیاست مدرن ، خردمندی ، درایت و دور اندیشی زمینه اصلی هر تدبیری است و جالب اینجاست که این مدعیان کدخدایی بر جهان و نوچه های اروپایی شان که خود را پدر خوانده این نگرش و دیدگاه سیاسی می دانند و سال ها با پوسته جعلی و از درون پوک کرده این طرز تفکر بر جهان حکم رانی کرده اند ، اما اینک به یک قمار خشن روی آورده اند و عرصه سیاست را با میز قمار اشتباه گرفته اند و با بازی گرفتن از مهره ترامپیسم و جابجایی چهار دیواری سیاست با ترفندهای تجارت و قمار به نظر میرسد که با عبور از لیبرالیسم ، دکترین جدیدی را قصد دارند در عرصه سیاست آزمایش کنند ، در حالیکه از زمان این شیوه ها بسیار گذشته است و این باند سیاسی سرشار از غرور قدرت و سرمست از باده ثروت ، با این شیوه های دِمده و کهنه شده ، لایعقل و منگل وار ، گاف هایی داده و می دهند و کینه هایی ساخته و می سازند در دل ملت های محروم که به تدریج تلنبار شده و در ادامه تاریخ سیاسی نیم وجبی آمریکا ، اخلافشان حسرت بار چه ملامت ها که بر زنده و مرده ترامپ و ترامپیسم نخواهند کرد .

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*