۞ امام خامنه ای(مدظله العالی):
اگر زحمات شما[خبرنگارها] نباشد، این لحظه‌ها هرگز ماندگار نمی‌شود؛ شما آن را حفظ می‌کنید و در اختیار افکار مردم قرار می‌دهید.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار » تاپ 1 » فرهنگی » هنری » گزارش
  • شناسه : 8270
  • ۰۲ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۸:۵۲
  • 85 بازدید
  • ارسال توسط :
کرمانشاه، فرهنگ و هنر ندارد!!!

کرمانشاه، فرهنگ و هنر ندارد!!!

از زمانی که گفته شد دانشگاه های علمی کاربردی مجاز به برگزاری دوره های ارشد نیستند، عده ی چشمگیری از دانشجویان علاقمند به رشته های مهارتی در دانشگاه ها نگران آینده ی خود و رشته هایی شدند که دوست داشتند آن ها را در مقاطع ارشد و دکترا ادامه دهند.اصولا مگر علم، فقط شامل رشته […]

از زمانی که گفته شد دانشگاه های علمی کاربردی مجاز به برگزاری دوره های ارشد نیستند، عده ی چشمگیری از دانشجویان علاقمند به رشته های مهارتی در دانشگاه ها نگران آینده ی خود و رشته هایی شدند که دوست داشتند آن ها را در مقاطع ارشد و دکترا ادامه دهند.اصولا مگر علم، فقط شامل رشته های نظری و دانش مکتوب است؟ انتقال برخی از تجارب ارزشمند یکی از بهترین روش های آگاهی بخشی و اشاعه ی مهارت و توانمند سازی جوانان است. تصمیم به تضعیف دانشگاه های علمی کاربردی، دانش هایی را دچار مشکلات کرد که وجود آن ها لازم بود. این موضوع درست است که کتب و محتواهای آموزشی برخی از دانشکده ها سطح متوسطی را نشان داده یا حتی عده‌ای از مدرسین آن ها نیاز به بازنگری داشتند، اما دانشکده ها و موسساتی هم وجود داشتند که سطح علمی – مهارتی مطلوبی را نشان می دادند. غیر از این، وجود و ادامه ی فعالیت آن ها ضروری به نظر می رسد؛ مثلا موسسات آموزش عالی فرهنگ و هنر، که رشته های خاصی از جمله: عکاسی، تصویربرداری، گرافیک، موسیقی، طراحی صحنه، نورپردازی، طراحی لباس، چاپ و نشر را آموزش می دادند.
اخیرا هیئت دولت دستور داد موسسات آموزش عالی علمی کاربردی وابسته به ادارات دولتی باید املاک در اختیار خود را تخلیه کنند. این مثل رفتار ناهنجار پدری است که به فرزند زخمی خود می گوید از خانه برو. دیگر فکر نمی کند که کجا برود؟ حتی اگر فرزند او، یک جوان سالم است به نظر چه کسی این راه درستی برای استقلال فرزند است؟ هنرمند جوانی که فقیر است، باید طرد شود؟ گو این که به نظر بشر امروزی فرد فقیر دقیقا همان آدم بی عرضه است. در روش های سنجش سواد، پس از سرشماری و ثبت اطلاعات اسمی (بانک اطلاعات)، لمپ قرار دارد؛ در این مرحله سواد آکادمیک به صورت کتبی آزموده می شود. بعد از این، روشی است به نام سمپل، در این روش سواد تجربی و مهارتی به صورت کتبی عملی سنجیده می شود. در این وضعیت وجود دانشگاه های علمی کاربردی به ما کمک می کنند، البته نه همه ی آن ها ولی یک پایش و بازنگری دقیق می تواند در آینده به نفع همه ی ما باشد.
فشار خرد کننده به موسسات آموزش عالی فرهنگ و هنر به قدم های لرزان اقتصاد، هنر و صنایع خلاق کمک نمی کند که هیچ، آن ها را به نام استقلال به طرف اضمحلال می برد.
در تمام دنیا فرهنگ و هنر مورد حمایت تمام قد دولت ها قرار دارند اما گویا در ایران این قاعده رو به زوال است. تیمار غریبان اثر ذکر جمیل است جانا مگر این قاعده در شهر شما نیست دی می‌شد و گفتم صنما عهد به جای آر
گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست موسسه آموزش عالی فرهنگ و هنر واحد یک کرمانشاه در سال ۱۳۸۰ توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تأسیس و فعالیت خود را تحت نظارت دانشگاه جامع علمی کاربردی در بنای مربوط به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان آغاز نموده و با مشقات بسیار به یک مرکز آموزشی تاثیرگذار تبدیل شد.
این دانشگاه، پنج برگزیده ی هنری به همایش دانشگاه های علمی کاربردی کشور در سال ۱۳۹۲ معرفی نمود و سیر رو به رشد خود را در دوره ی مدیریت آقای بهرام فاضلی زاد که زحمات زیادی برای پویایی این مرکز متحمل شد و همچنین دکتر حجت سلیمی ادامه داد، اما دستورات هیئت دولت در خصوص مجوز و مکان مراکز آموزش عالی علمی کاربردی نفس این دانشگاه را به شماره انداخت.
دکتر حجت سلیمی دوندگی زیادی برای مجوز این مرکز انجام داد و گویا مجوز یک مرکز غیر انتفاعی را برای ماندگاری آن دست و پا کرده است؛ اما این دانشگاه، مکان را چه کند؟
مسئولین گرامی و فرهنگ دوست استان، این مکان را همه به عنوان دانشگاه فرهنگ و هنر می شناسند، در سالن آمفی تئاتر آن نمایش ها و رویدادهای هنری زیادی بر صحنه رفته اند، حیف نیست که دانشجویان و هنرمندان را از این همگرایی و پویایی محروم کنیم؟ زمانی، کلاس که تمام می شد و پا به لابی و بوفه می گذاشتیم، نقاشی های گروه گرافیک یا عکس های عکاسان مرکز جلب توجه می کرد، بعضی اوقات نوازندگان در بوفه، قطعه آهنگی می نواختند.
شرح شیدایی مدرسان و هنر آموزان این مرکز چیزی نیست که با کلمات بشود گفت. این مکان را اگر از فرهنگ و هنر بگیریم، چه استفاده ی بهتری از آن می کنیم؟ نمی دانم قفل های سنگین درب ورودی این مکان گردهم آمدن اهالی هنر، می ماند یا برداشته می شود اما فقط می دانم اگر چنین فضاهای شور و شیدایی به باد فنا برود، دیگر هیچ کس به هنر دلخوش نخواهد بود. هنرمندان هر وقت دور هم جمع می شوند با چشمان خیس می گویند دیدی فرهنگ و هنر را از ما گرفتند؟ و جواب می شنوند که، مگر کسی در این مملکت و این شهر آفت زده به فکر هنر است؟ هنر کی مهم بوده که الان باشد؟ ول کن فلانی، از خودت بگو، چه می کنی؟

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*